خیلی دلم تنگ شده واست خواهر جون …….
بخدا خیلی جات خالیه ..
اینقدر دلم هواتو کرده ک خدا میدونه …
باخودم گفت برم سراغ فیلمهام توی لبتابم
ی فیلم تمام قد ازت بیارم بلکه صداتو هیکلتو قدو بالاتو ببینم
اما مگه این اشک لامصب میزاره …
نازنینم ی فیلم پیدا کردم همینکه گذاشتم اشکام مجال نداد
مثل بچه ها فقط دست میکشیدم به مانیتور و نوازش میکردم صورتتو ……
خواهرم من تو رو میخام بخدا به این هق هق گریهام نگاه نکن
فقط صدات ارومم میکنه
خواهرم چقدر قشنگ بودی
نازنینم چقدر ناز بود خبر نداشتم
تو کی بودی که رفتی منم ویرانه شدم …..
نازنینم اینقدر دلم تورو میخواد که دوست دارم بمیرم تا بهت برسم
خواهر خوبو نازم کجایی الان 5سال گذشته هنوز بهت نیاز دارم ….
هنوز باورت میشه هروقت میرم خونه به عکست سلام میکنم …
باورت میشه هروقت میرم خونه
فقط زیر قاب عکست میشینم که بازم سایت رو سرم باشه ….
دلتنگ خنده هاتم دلتنگ اون نگاتم مرا ببر ……….
نازنینم بازم دوست دارم بیشتر از دیروز و هروز ک میگذره
دلتنگتم خواهرم

برچسب:
نویسنده: مانی میرزایی