خاطراتت را یک به یک
به گردنم حلقه کردم
و از دید گان عاشقت اوج گرفتم
تا به آسمان قلبت عروج کنم
چه میدانستم ...؟!
که روزی خواهی رفت
و من از چشمانت خواهم افتاد
و خاطراتت حلقه طناب دارم خواهد شد
نه ریسمان عروج به قلبت ...

برچسب:
نویسنده: مانی میرزایی